نامه یک فرد اتیسم

در وحله ی اول، شاید بگویید: این که نامه ی تو نیست. اما دستی می نویسد و از ذهنی فرمان می گیرد که در تمام سال ها فکرم را خوانده، نگاهم را درک کرده، خوشحالیم، نگرانیم، و اینکه چه چیزی را دوست دارم و چه چیزی مرا عصبی می کند، یا چه زمانی گرسنه هستم، سردم است یا گرم و ...

پس این کلمات من هم هست.

پدرم! می دانم که دوست داشتید پسری داشته باشید که برایتان پشتوانه باشد. به تعبیری عصای پیری باشد، عنوان و سمتی داشته باشد و به تحصیلات و موقعیتش ببالید. می دانم که هیچ کدام را ندارم و نیستم، اما خوشحالم که حداقل مایه ی شرمساری شما نیستم. می دانم تحمل کردن من سخت است، اما قطعاً خداوند به شما هم قدرتی خاص عطا فرموده. من که خوشحالم شما پدرم هستید و همیشه با چشمانم گفته ام که چقدر دوستتان دارم.

خواهرم! شاید گاهی با خودت گفتی کاش برادری داشتم که حامی من بود. ولی این را نگفتی که خداوند با وجود من، شرایطی را برایت به وجود آورد تا نیاز به حامی نداشته باشی.

خواهر جان! شاید گاهی رفتار مرا دوست نداشتی، اما می دانم که عاشقم هستی و همیشه در کنارم می مانی.

مادرم! من و شما یکی هستیم، نیاز به گفت و گو و نوشتن در این مورد نداریم.

هیچ وقت دلگیر نباش؛ چراکه چهره ی غم آلود شما دنیای مرا خراب می کند. میدانم حسم می کنید، با خوشحالیم خوشحال، با عصبانیتم دلگیر و با دردم، درد می کشید.

چند کلمه ای هم با مسئولین

کاش با ساختن این همه پارک و فرهنگسرا، جایی هم برای ما می ساختید تا اوقات فراغت خود را در آنجا می گذراندیم مثل فرهنگسرا، کلاس موسیقی و محلی برای ورزش. مطمعناً شادی ما دعای خیر برای شما خواهد بود.

کاش کارگاه هایی بود که از توان ما بچه های اتیسم استفاده می شد تا پدران و مادران ما نگران آینده ما نبودند.

با امید آنکه روزی برسد که عشق و محبت، نه از روی دلسوزی و ترحم، بلکه از روی صدق و صفا خصلت همه ی انسان ها شود.

با کلام نه، اما با نگاهم میگویم: همه ی شما را دوست دارم.

احمد 34 ساله

 

منبع: فصلنامه آوای اتیسم، شماره 3

آدرس انجمن اتیسم ایران

دفتر مرکزی:تهران،اتوبان ستاری جنوب،بعد از پل همت،خیابان لاله شرقی،پلاک 8.

تلفن : 48085 -021

آدرس ساختمان شماره 2

تهران،خیابان جمهوری،خیابان برادران یاسری،نبش دیلمان،پلاک 2.

تلفن : 66924359 -021

تمامی حقوق این وب سایت نزد انجمن اتیسم ایران محفوظ می باشد. طراحی سایت : اکسین